تبلیغات
بال های پرواز - توضیح کتاب 60 درجه
وب لژیون همسفر خاطره (کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان)

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

چهارشنبه 11 مرداد 1396-09:26 ق.ظ



به نام قدرت مطلق الله

روز دوشنبه مورخ 09/05/1396 لژیون بالهای پرواز باحضور تعدادی از همسفران و استادی خانم خاطره با دستور جلسه کتاب 60 درجه راس ساعت 18:20 آغاز به کار نمود.

کتاب:میدانید که کار مشکل است اما لنگر کشتی را از آب بکشید.

استاد:تمام صحبت هایی که سردار با مهندس انجام میدهند میگویند باید تغییر رویه بدهید و از نوع دیگر باشید و با توجه به تغییراتی که میخواهیم انجام دهیم نباید ناراحت باشیم و بهم بریزیم و تفاوت اخلاقی را دردرون خودمان ایجاد کنیم و تغییرات باید به عمل باشد.مهندس میگویند که ابتدای کار مشکل است اما باید حرکت کنی و از حالت سکون به حالت حرکت تغییر دهی و مسیر برای ما مشخص می شود.

کتاب :شروع حرکت در بیکران و آغازی تازه برای جان بخشیدن میشود ماهم که در کنار جویی نشسته اییم بعضی اوقات سفری کوتاه به قبل خود می نماییم و یادی از همه حیات های خود مینماییم تلاش بنمایید.

استاد:لنگر را درجهت ساختن بکشیم و شروع به حرکت کنیم حرکتی که پایانی ندارد ولی همین  شروع که سرانجام ندارد روح را تازه میکند. وقتی حرکت را انجام میدهیم و وارد مسیر می شویم الهامات الهی به ما میرسد چه در راه فسخ و فجور و چه در راه ارزش ها فرقی ندارد نیروها الهام بخش برای ما هستند.

کتاب:گذرگاه زندگی مانند مثلتی است سیاه که گاهی از زوایای آن کشیده می شود و شکلی دیگر پدیدمی آید اما از تمامی آن میتوان راحت عبور کردو به کشاکشهای متعدد آن توجه ننمود.

استاد:شما زندگی را مثلثی در نظر بگیرید که از سه ضلع تشکیل می شود زندگی ما یک چهارچوبی دارد و ما در ذهن تجسم میکنیم که اگر هر ضلعی بیشتر کشیده شود زندگی تعادل ندارد مثل مثلث جسم ،روان،جهان بینی اگر هرکدام بیشتر باشد مثلا رسیدگی به جسم بیشتر باشد و ضلع جسم بیشتر کشیده شود و یا رسیدگی به ضلع روان بیشتر باشدو به دوضلع دیگر رسیدگی نشود تعادل برقرار نمیشود چون یک ضلع بیشتر از بقیه اضلاع است و وقتی مثلث از حالت تعادل خارچ میشود دچار نامتعادلی میشود.

همسفر عفت:اگر مسافر روی جسم خیلی کار کند ولی روی جهان بینی کار نکند آیا ما میتوانیم او را وادار کنیم که روی هر سه ضلع خود کار کند؟

استاد:هرچه ما مسافرها را وادار به کاری کنیم آنها قبول نمیکنند و به گوششان نمیرود چون پذیرای صحبت های ما نیستندبه عنوان مثال در سی دی نتیجه میگوید مثلث نتیجه از سه ضلع حس،خواسته،حرکت تشکیل شده است قبلا مسافرها حس و خواسته و حرکتشون به سمت افیون بوده است و برای همین همیشه سمت افیون میرفتند ما با حسمان اطلاعات را دریافت میکنیم حس باید جاذبه داشتع باشد این جاذبه را مواد برایشان ایجاد میکند که حسشان جای خالی ندارد که جذب چیز دیگری شود.

همسفر مریم:آیا خواسته را میتوان برای مسافر مهیا کنیم ؟به عنوان مثال اگر کسی اعتیاد داشته باشد و بخواهیم در ترک اعتیاد بهش کمک کنیم چگونه باید عمل کنیم؟

استاد:باید خود فرد حتما بخواهد درمان کند و به آخر خط رسیده باشد و حسش به قدرت رسیده باشدما باید مثلا بهش پیشنهاد بدهیم که بیا باهم به مکانی برویم که اونجا کسایی مثل تئ و ما وجود دارند و یک روز او را به کنگره بیاوریم تا خودش ببیند و راه کنگره را انتخاب کند.

کتاب:گذرگاه زندگی در دوران سفر از زوایای مختلف این مثلث کشیده میشود اما میتوان از این گذرگاه های سخت عبور کرد

استاد:مشکلات جسمی که برایتان به وجود می آید در جا نزنید و ناامید نشوید تمام سختی ها هست اما میتوان به راحتی عبور کردچون همراه با آموزش است در کنار کمک راهنمایان است و در کنار کمک راهنما میتوان سفر کرد سختی و مشقت دارد اما اگر شرایط را درک کنی و در کنار کمک راهنما و لژیون و خواهر ها و برادران هم لژیونی میتواند از این گذرگاه سخت عبور کند.

کتاب:به عبارتی میشود میشود به آنچه غیر ممکن مینماید امکان بخشید باید بگوییم که قدری در آنچه به سر ما می آید خودما در آن بی تاثیر نیستیم از خواسته های مشروع خود می گذریم بدون اینکه بدانیم از آن ماست و قدری ماخوذ به آداب خویشیم و این در ادامه مسئولیتهای ما تاخیر ایجاد مینماید که بیشتر اوقات قابل جبران نیستند.

استاد:به آنچه شما فکرش را نمیکردید میتوان به آن رسید اگر بلایی در این مسیر برایمان اتفاق بیفتد تقصیر خودمان است یعنی حاصل بذرهایی است که قبلا کاشته بودیم و حالا نوبت به درو رسیده است و به عبارتی حاصل خواسته هایی است که قبلا داشتیم از خواسته ها و ارزش هایی که به نفعمان است میگذریم و ماخوذ به آداب میشویم و مرتب تکرار جملات زشته این کار را انجام دهم و یا مثلا پولمان را از کسی بخواهیم و رو در بایستی کنیم و نتوانیم به خواستهایی که حق خودمان است برسیم.

ما ادب را بر حسب سنت یاد گرفتیم اما ما در کنگره جور دیگری در مورد آداب ادب آموختیم اینکه از خواسته های مشروعمان بگذریم در ادامه حرکتمان تاخیر و مشکل به وجود می آیدکه شاید در هیچ زمانی قابل جبران نباشد .وقتی یک مسافر را مجبور به کاری میکنیم مثلا به او میگوییمالان وقت خواب نیست و مهمان داریم از مسئولیتش که سفر کردن است باز می ماند .

کتاب:ما آنچه لازم بود طبق فرمان به عرض شما رساندیم و با شمااست که در ادامه کدامین جهت را مورد نطر قرار بدهید.معنای جنگ بدون کشته و خونریزی را خوب میدانید اما وقتی تهور مطرح باشد محاسبات جنگ کاملا به گونه ایی دیگر است.

استاد:شما میدانید که جنگ بدون کشته و خونریزی نمیشود اگر جنگ بدون اینها باشد حتما یک مسائلی داخلش هست ماهم وقتی داریم سفر میکنیم این سفر بدون سختی نمیشود در این سفر با توجه به سختی ها یک سری چیزهایی به دست می آوریم و مسافری که بدون سختی سفر میکند مانند جنگ بدون خونریزی است یعنی حتما زیر آبی میرود و مخفیانه کاری را انجام میدهد.




نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 15 شهریور 1396 09:23 ق.ظ


بالهای پرواز
شنبه 28 مرداد 1396 03:38 ب.ظ
تبریک به خانم ندا بخاطر شروع خدمت در وبلاگ بالهای پرواز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر