وب لژیون همسفر خاطره (کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان)

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

یکشنبه 27 خرداد 1397-04:48 ب.ظ



                                       به مام قدرت مطلق الله
روز دوشنبه مورخ  ۱۳۹۷/۳/۲۱ لژیون بالهای پرواز با حضور همسفران عزیز و استادی خانم فاطمه ودبیری خانم پریسا و دستور جلسهء
(سی دی باردگر و جهان بینی2 و سی دی ترس ) راُس ساعت مقرر آغاز به کار کرد.
در ابتدای جلسه خانم خاطره 5 سال رهایی خودشون ومسافرشان را اعلام کردند وبه خاطر کنگره خدا را شکر وسپاس گفتند . سی دی باردگر:خانم نگار:در مورد کلمه باردگر می خواهیم صحبت کنیم یعنی یک زمانی قبلاً وجود داشته که ما تجربه کردیم و الآن در جهل و تاریکی و دوست داریم که از جهل و ناآگاهی و باردگر آن حال خوب را تجربه کنیم.
نقطهء تابنده : منظور این است که تا تاریکی را تجربه نکند نمی تواند نور را تجربه کند برای اینکه بتوانیم محیط اطرافمان را روشن کنیم باید نور آنقدر زیاد باشد که علاوه بر روشنایی خودمان از ناآگاهی رها شویم وبتوانیم به اطرافیان هم نور بدهیم مثال بارز همین کنگره می باشد که وجود خودمان را پذیرای آن نور کنیم و بتوانیم به دیگران هم کمک کنیم که از جهل و تاریکی بیرون بیایند. بنده بودن و تا بنده بودن: لازم همدیگر هستند یعنی هم عرض همدیگر هستند و هم طول همدیگرند. ما تا وقتی که به درجهء بندگی و تسلیم نرسیم نمی توانیم یک نقطهء تابنده باشیم.
استاد:چگونه میتوانیم نقطهء تابنده شویم: وقتی شخصی به خدا ایمان دارد و دستورات خدا را اجراء میکند نورانی می شود یعنی یک نور در وجودش پدیدار می شود درواقع به سمت نور حرکت می کند این نور را جذب می کند و خودش هم روشن می شود امّا اینکه بخواهد تابنده باشد باید از این نوری که دارد به دیگران هم بدهد و با آموزش،تفکر و فرمانبرداری می تواند به دیگران هم نور بدهد و لازمهء اینکه من بتوانم یک نقطهء تابنده باشم این است که دیگران را دوست داشته باشم.
خانم نگار:دایره رحمت وقتی بندگی را از دست می دهد که وارد جهل و تاریکی می شود و این دایره رحمت خداوند دایره ای است که همه چیز در آن جریان دارد. انرژی و زندگی در جریان است و ما وقتی در تاریکی فرو می رویم که در خودمان فروبرویم،مثلاً:کسانی که مواد مصرف می کنند مشغول به کار خودشان می شوند و از رحمت های الهی بی بهره می شوند تاجایی که دیگر نتوانند از رحمت های خداوند استفاده کنند و در این تاریکی دوباره درخاست می کنند که خدایا من را دوباره به آن جریان زندگی و برکت باز گردان.
استاد:کلمه ی باردگر کاملاً مشخص است که دوباره به تمام توانایی ها و تمام نعمت های خداوند و رحمت هایی که شامل حال خوب است و بخاطر جهل و ناآگاهی از دستشان داده بودیم و از دایره رحمت خداوند خارج شده بودیم به دست بیاوریم.
خانم سپیده:باز شتابنده شویم قدرت درنده شویم:
درنده در مقابل چه چیزی درنده است؟
در مقابل تاریکی و در مقابل اهریمن و با یک نیروی منفی درنده است که در مقابل این ها یک نیروی مثبت می خواهد تا این نیرو های منفی را خنثی کند-کلمه ی شتابنده شویم چیست؟
در اینجا منظور عجله کردن و عجول بودن نیست  شتابنده بودن در اینجا یعنی شتاب داشتن برای حرکت و راه درست است و چون وارد جهل و تاریکی شدیم استفداد هایمان کور شده اند و توانایی هایمان را از دست داده ایم ،منظور از شتاب این است که بتوانیم به نقطه ی اول برگردیم و همه چیز را نو شروع کنیم.
ذره بی نور و شعف پرتو کاونده شویم:تعریف تاریکی یعنی نبودن نور یعنی آن محیط تاریک است و انسان از روشنایی وارد تاریکی می شود و توانایی های خودش را از دست داده وهیچ چیز ندارد وقتی نور نباشد. وقتی نور نباشد شعف هم وجود ندارد یعنی شادی و خوشی و همه چیز غم و حسرت و اندوه است. پرتو ی کاونده شویم یعنی:می گوییم هیچ ذره ای از خودش نور و شور و شعف از خودش ندارد می خواهد تبدیل به یک پرتو شود. باید یک ویژگی هایی داشته باشد و این ویژگی ها همان تابنده بودن است.
استاد:شتابنده بودن ارتباط مستقیم با انرژی داشتن دارد یا نیرو داشتن و این نیرو چگونه قدرت می گیرد؟آموزش و انرژی معادل پول است کسی پول بیشتری در می آورد که بیشتر کار کند. درواقع معادل آموزش دیدن است و هرچه بیشتر آموزش بگیریم در آمد بیشتری دارد.
قدرت درنده شویم:درنده بودن یعنی اینکه ما برویم در دل ضد ارزش ها و بشکافیم نا شکافی ها را و چیز های مجهول که فکر می کردیم برای ما محال است مثل رهایی ما و چیزهایی که فکر می کردیم برای زندگی محال است. و آرزوی همچنین روزی را داشتم وقتی شتاب پیدا می کنیم که در جهت آموزش باشیم که در دل تاریکی ها برویم و به سمت نور در حرکت باشیم . ذره بی نورو شعف پرتو کاونده شویم : این نور در جهت دیدن فقط نباید باشد باید در جهتی باشد وروز به روز به علم من اضافه شود.
مریم ق: باردگر زنده شویم شور و شور خنده شویم: زنده بودن به معنی نفس کشیدن نیست زنده بودن به معنی جاری بودن و احساس داشتن و کسی که می خواهد دوباره احساس کند وقتی زنده هستی که بتوانی احساس کنی مثل تغییرات فصل ها و یا تفاوت ها را و آن وقت جاری هستی و تا وقتی این حس بوجود نیاید خنده ای هم وجود ندارد.
سی دی ترس: خانم میترا: آقای امین می گوید ترس همیشه در انسان وجود دارد. اگر این ترس در انسان ریشه پیدا کند و قدرت بگیرد می تواند قدرت حرکت کردن را از انسان بگیرد و انسان را فلج می کند به خاطره اینکه تفکراتش تحت تاثیر ترس قرار گرفته است و حرکت هایی که انجام می دهد باعث می شود که ترسش بیشتر شود. مثل یک شخص که کوه نوردی می کند اگر فکر کند که دارد از کوه پرتاب می شود می خواهد طناب را محکم کند که تازه باعث می شود طناب از دستش خارج شود و تازه بدتر می شود. ترس های انسان همان درس های انسان هستندوترس همیشه چیز بدی نیست و یک وقت هایی باعث نجات جان انسان می شود.
پس ترس به دو قسمت تقسیم می شود ترس های باز دارنده و ترس های نگهدارنده.
ترس های باز دارنده نقش تخریب و باز دارندگی را بازی میکنند و ترس های نگهدارنده انسان را حفظ می کنند و باعث ایمنی انسان می شوند مثل کسی که از اتوبان رد بشود این ترسی را که دارد نمی گذارد همین گونه از اتوبان رد شود و باعث حفظ جانش می شود. تکامل انسان در روبه رو شدن با ترس است یعنی با ترس روبه رو شود تا بتواند با تکامل برسد جون اگر آن نیرو که خداوند در آفرینش در درونش پس هیچ وقت آن آرامش را نخواهد داشت و اگر فکر کند که آرامش دارد بخاطر این است که آموزشها و خواسته ها و فعالیت های گذشته و فکر میکند به آرامش رسیده ترس ها بصورت تنها وجود ندارند و یک نیروی دیگر مانند نیروی خشم و نفرت است و انسانی که ترس دارند خشم و نفرت هم دارند یعنی اینکه از روبه رو شدن از خیلی چیز ها میترسند مثلاً ترس از مشارکت کردن می ترسم درون جمع صحبت کنم و ترس دارمو خودم را محروم میکنم و انرژی را که از مشارکت بدست می آورم خودم را محروم میکنم یا از امتحان دادن می ترسم شاید برای این است که من باید چندین بار درس بخوانم تا نمره ی 10 بیاورم ولی دوستم با دوبار درس خواندن نمره اش 20 می شود و آن خشم باعث می شود که من بترسم .
استاد: چرا ما خشم گین می شویم؟
چون که شناخت بر روی ظرفیت و توانایی خودم ندارم و از خودم به اندازه بقیه انتظار دارم و اگر شناخت داشته باشم خشم نمی آید سراغ من و به خشم غلبه می کنم و ترسم را کنترل می کنم ولی اینطور هم نباشد که خودم را دست کم بگیرم و آن هم باز شناخت ندارم.
نویسنده : مریم ح
جلسه آینده : ادامه سی دی ترس و جهانبینی۲



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 27 خرداد 1397 04:59 ب.ظ


همسفر مریم . ق
چهارشنبه 30 خرداد 1397 11:19 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم مریم و خانم پریسا عزیز
مریم ح
سه شنبه 29 خرداد 1397 03:07 ب.ظ
خدا قوت خدمت خانم پریسا عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر