وب لژیون همسفر خاطره (کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان)

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

چهارشنبه 25 مهر 1397-03:44 ب.ظ



                                         به نام قدرت مطلق الله
روز دوشنبه به مورخ ۹۷/۷/۲۳لژیون بالهای پرواز با حضور همسفران عزیز واستادی خانم خاطره و دبیری موقت خانم سپیده و دستور جلسه سی دی ضلع سوم و فرمانبرداری تا فرماندهی راُس ساعت مقرر آغاز به کار نمود .
        
                                            همسفر پریسا:آقای مهندس در این سی دی می فرمایند ان شاءالله همه آنچه که اتفاق می افتد در راه صراط مستقیم باشد و پایه ها و ستون های استواری بوجود بیاید و کسانی که در راه صراط مستقیم هستند باید بدانند که چه عمل بزرگ و عظیمی را انجام می دهند وادامه حیاط در این راه مهیا میشود و این روزها و کل ایام که پیش می آید ما باید بدانیم که بادی بیش نیست .
وما خودمان به قالبها رنگ و جان می دهیم وهمه ما انسانها قالبها را می سازیم و اگر قالبها دوام نداشته باشند مثل درخت های سست می مانند که داخلش خالی میشود .
صراط مستقیم فاصله بین دو نقطه کوتاه است مثلاً وقتی می خواهیم به میدان فردوسی برویم می توانیم به چپ یا راست برویم اما اگر راه مستقیم را انتخاب کنیم زودتر می رسیم راه مستقیم برای رسیدن به ارزشها است .
ولی اگر بخواهیم از راه ضد ارزشها به هدفمان برسیم مثلاً چک بی محل ویا رشوه دزدی یا راههای ضد ارزش دیگر امکان پذیر نیست و هر روز راه ما دورتر می شود وراه مستقیم راه الله است همانطور که در نماز می گوییم خدایا ما را به راه صراط مستقیم هدایت کن .
وهر راهی زمان خودش را دارد مثل متد d.s.t که برای درمان زمان خودش را می برد که حداقل مسافر باید ده ماه سفر کند تا درمان شود به شرطی که درست حرکت کند و منحرف نشود یا مثل بچه ای که در شکم مادر است و نه ماه طول می کشد تا به دنیا بیاید و ما نمی توانیم زمانش را کم و زیاد کنیم .
وقتی شما در راه صراط مستقیم حرکت کنید می توانید پایه ها و ستونهای خود را محکم کنید و دکتر افشاری می گوید اگر شما نگاهتان برای درمان به جیب مردم باشد با قاچاقچی ها هیچ فرقی نمی کنید .اگر نگاه ها معنوی باشد هم سود مادی برای ما دارد هم سود معنوی .
افرادی که در کنگره مداوا می شوند هم بار معنوی دارند هم مادی کتاب چهارده مقاله حدود 151 میلیون تومان فروخته شد وما پولش را صرف تحقیقات کنگره کردیم و چون راه ارزشی بود برای کنگره ارزش داشت وبار معنوی هم داشت .
ما حتی در وادی ها هم می گوییم پس انداز کنید اگر شما صد تومان داشته باشید حتماً باید 20 تومان آن را پس انداز کنید نمیتوانید تمام پول خود را خرج کنید وخود را به صفر برسانید .ما هستیم که جسممان را می سازیم .
وبه جسممان رنگ وبو می دهیم ما اگر از جسم بیرون برویم جسم ما مثل مرده میشود اگر جسم ما را بوجود آورده بود با مردن از بین می رفتیم .
وقتی ما به دنیا می آییم ما جسم را می سازیم و یا نابود می کنیم مشروب تا وقتی در شیشه هست  هیچ ضرری به کسی نمی رساند اما وقتی ما مشروب مصرف می کنیم بدن ما دچار تخریب می شود .
 همسفر مریم:افکار منفی و استرس واضطراب روی جسم ما تخریب ایجاد می کند و خود ما هستیم که می توانیم با رفتارمان جسم را بسازیم یا نابودش کنیم .
 همسفر پریسا:ما مثل زنبور هستیم و جسم ما مثل موم است زنبور لانه خود را با بزاق دهانش می سازد و جسممان را خودمان میسازیم اگر جسم ما از قوام و دوام خوبی برخوردار نباشد مثل درختی است که موریانه داخلش است و تخریب میشود اگر ما به کتاب آسمانی نگاه کنیم ما از روز الس بوجود آمده ایم و پرونده ما به آن روز بر می گردد .
اگر انسان ناامید و منفی باشیم یک سری بیماریها را در خودمان خلق می کنیم مثل پار کینسون و ام اس وخیلی از سرطان ها و... ویا با سیگار و الکل قلب خود را نابود می کنیم .
مرگ در اثر سیگار 17 برابر بیش تر از موارد دیگر است .همسفر سپیده : چرا مشروب ما را مست میکند ؟
 همسفر ندا:مشروب در ظرفی که باشد اگر سالها هم بماند ما را مست میکند واین جسم ما است که باعث میشود به مشروب مستی بدهیم .
 همسفر مریم: مشروب روی سیستم ایکس وجسم تاُثیر میگذارد هیچ چیزی از سد خونی  عبور نمی کند فقط مواد مخدر و الکل هستند که از سد خونی مغز عبور میکنندو باعث به هم خوردن تعادل فرد میشوند.
 همسفر ندا:انسانی که نا امید می شود دچار یک سری مشکلاتی می شود انسان حتی به ظاهر هم که شده باید به خدا اعتقاد داشته باشد .
چون وقتی که انسان معتقد است یک بند یا یک ریسمانی هست که محکم بگیرد و پناه بیاورد .
کسانی که ناامید می شوند سریع دست به خود کشی می زنند انسان وقتی که معتقد نباشد شبیه درختی است که در داخلش موریانه است ظاهر قشنکی دارد اما باطن درخت سست شده است .
انسان هم همینطور است وقتی ایمان نداشته باشدو معتقد نباشد از درون خالی است .
بنابراین اگر به قالب ها بها ندهیم قالب ها ظاهر خوبی دارند اما باطن شان داغون است .
مثل اینکه مواد و الکل مصرف کنیم ویا ضد ارزش انجام دهیم آقای مهندس می گویند که نابود کردن قالب فقط به مصرف مواد مخدر نیست همینکه افکار منفی داشته باشیم باعث نابودی قالبمان می شود ما قالبهایمان را خودمان می سازیم و کسی نمی تواند در ساختن قالب به ما کمک کند ویا دخل و تصرف و دخالت کند حتی پزشکان هم باید بدانند که سیستم بدن چه مشکلی دارد که بتوانند قرص تجویز کنند حتی وقتی هم که جراحی می کنند دکترها نمی توانند در قالب ما دخل و تصرف کنند ما هستیم که باید با فکر و اندیشه خودمان و با تغذیه سالم قالبمان را بوجود می آوریم .
همیشه در زندگی ما یک سری مسائل هستند که مثل شن های صحرا آرام نیستند و همیشه در تلاطم هستند برای انسانها همیشه خطر در کمین است (مثال راننده تاکسی) آقای مهندس می گویند هیچ وقت به چراغ سبز اعتماد نکنید . انسانی که به تعادل رسیده باشد به چراغ سبز اعتماد نمیکند .
همسفر مریم:چرا آقای مهندس می گویند به چراغ سبز اعتماد نکنید ؟
 همسفر سپیده:مثالی که آقای مهندس می گویند وقتی پشت چراغ سبز هستید مثل قدیم نیست وثانیه دارد چراغ خطرها وقتی می بینند چراغ زرد است راننده عجله دارد که بتواند چراغ زرد را رد کند تا پشت چراغ قرمز نماند پس به چراغ سبز اعتماد نکنید چون شما می خواهید عبور کنید و راننده دیگری مصرف کننده مشروبات الکلی و .... است و تعادل ندارد و چراغ را نگاه نمی کند و عبور می کند .
 همسفر ندا:درون ما انسانها مثل شن می ماند و آرام نیست و دگر گون است بعضی روزها خیلی حالمان خوب است و انرژی داریم ولی بعضی از روزها کسل هستیم ودر تلاطم هستیم .
در کنگره همه چیز بر پایه مثلث است مثل جسم ، روان و جهانبینی که رابطه انسانهایک ضلع خوب دارد و یک ضلع بد و ضلع دیگر مجهول است خلقت انسان از روز الس هم می گذرد و قدمت را نمی توان تخمین زد .
 استاد:خیلی ازما همسفران به کنگره می آییم و مسیرمان مستقیم است ولی این به این صورت نیست که چون در مسیر مستقیم قرار گرفتیم کار حل است. شما یک مقدار از مسیر را بیراهه رفتید ما همسفران خیلی وقتها کنار مسافرمان سفر می کنیم مسافرمان خوب سفر می کند و هر دو راضی  هستیم و معجزات را یکی یکی می بینیم وبعد فکر میکنیم که همه چیز حل شد و شروع می کنیم به راه کار دادن به دیگران ویکی یکی قوانین را زیر پا می گذاریم وفکر میکنیم که مادیگر میتوانیم از پس خودمان بر آییم واین قوانین مربوط به تازه واردین است و کسانی که هنوز به تعادل نرسیدند .
برای خودش قانون وضع می کند و با خودش میگوید من یک عمر تنها بودم واینجا برای خودم دوستهای خوبی پیدا کردم و حالا مگر چه اتفاقی می افتد که باهم باشیم جای بدی که نمی خواهم بروم و برای خودش توجیه می آورد در کنگره هیچ مراوده مالی نباید باشد حتی معرفی به کار مانند شرکتهای هرمی .
به هیچ عنوان نباید با هم ارتباطی داشته باشیم حتی کمک راهنما هم نمیتواند وقتی رهجو به کنگره نیامد به او زنگ بزند و بپرسد چرا نیامدی حتی اگر رهجوی خوبی باشد و فعال باشد چه برسد به خواهر هم لژیونی که بخواهد با او تماس داشته باشد شما هیچ دردی نمی توانی از او درمان کنی وقتی به او زنگ می زنی هم خودت تخلیه انرژی می شوی و هم انرژی او را می گیری .
تمام قوانین کنگره حساب شده است و کسانی هستند که گریز زدند و با خود گفتند که کمک راهنما و مرزبان متوجه ارتباط و گریز ما نمی شود لازم نیست کسی بفهمد همینکه خودتان در جریان هستید کافی است و خودتان را پله پله حذف می کنید کسی که بخاطر بی قانونی از جایی حذف میشود قطعاً به حال خوش نمی رسد چون حال خودت و چند نفر دیگر را بد کرده ای و حتی اگر بعد از بیرون رفتن از کنگره هم با هم ارتباط داشته باشید باز هم بدتر است چون چند نفر حال خراب باهم ارتباط دارند و برای هم نسخه می پیچند .
ما در کنگره به هیچ عنوان حق نداریم با کمک راهنمای مسافر حرف بزنیم چون به این نتیجه رسیدند که چه شما صحبت کنید و چه صحبت نکنید خودش می داند که حالش خراب است و حال مسافر را متوجه میشود و چه شما بگویید وه از جیب مسافر مواد پیدا کرده اید یا با دوستانش بوده است راهنما حال خراب مسافر را متوجه میشود اما تا خود مسافر از کمک راهنما کمک نخواهد او کاری نمی تواند انجام دهد .
کمک راهنما وظیفه اش این است که درلژیون صحبت کند و آن چیزی که به ذهنش می رسد که دلیل حال خراب رهجو است را می گوید و رهجو باید آن چیزی را که به درد حالش می خورد را برداشت کند مانند میزی که رویش انواع نوشیدنی ها وجود دارد مثل چای نبات ، آب هویج و آب طالبی و..... تویی که خودت انتخاب میکنی که کدام نوشیدنی را بخوری و فرد دیگری نمیداند که چه چیزی به سود تو است یا نه مگر اینکه خودمان ندانیم که چه چیزی برایمان خوب است آن وقت با مشاوره مشورت می کنیم مثلاً بگوییم که حالم خراب است می دانم کجای کارم خطا است اما نمیدانم چه کار باید بکنم ومن را راهنمایی کنید اما در نهایت چیزی که بین صحبتهای راهنما انتخاب می کنی خودت هستی من به تو میگویم چای نبات بخور اما تو نوشیدنی دیگری دوست داری. 
فرمانبرداری تا فرماندهی:
همه ما دوست داریم فرمانده باشیم اما آیا کسی را به عنوان فرمانده برای خود قبول داریم ؟
مثال ساده برای این دستور جلسه بازی شطرنج است که کم ارزشترین مهره سرباز است ولی سرباز وقتی به هدف نهایی اش تمرکز می کند ودرست حرکت می کند و مواظب حرکت های قلعه و .... است بعد می تواند به وزیر و به هدف برسد واین بستگی به دانا یی سرباز دارد .
ما باید همیشه وزیر باشیم سرمان به زیر باشد و مطیع باشیم چون شاه تمام فرماندهی اش زیر نظر وزیر است اگر الان از هر جایی که من احساس می کنم که فرمانبرداری را انجام ندادم از صفر شروع کنم وتا فرمانبرداری انجام ندهم نمی توانم فرمانده باشم اگر بتوانیم فرمانبردار خوبی از ذهنت و چشمت و گوشت باشی بعد میتوانی مدیریت کنی که چشمت چی ببیند و پایت کجا برود .
من زمانی می توانم ولایت همسرم را بپذیرم که قبول کنم او یک بیمار است ما اول باید فرمانبردار عقل مان باشیم تا بتوانیم فرمانبردار نفسمان باشیم .
نویسنده:همسفر خانم ندا
جلسه آینده:سی دی زمستان وسی دی سروقت و سی دی ویروس .



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 مهر 1397 04:50 ب.ظ


مریم ح
چهارشنبه 25 مهر 1397 05:00 ب.ظ
تشکر از خانم پریسا وندای عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر