تبلیغات
بال های پرواز - استادی مفید خاطره عزیز کمک راهنمای لژیون بال های پرواز
 
بال های پرواز
وب لژیون همسفر خاطره (کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان)
صفحه نخست                 تماس با مدیر                    پست الکترونیک                   RSS                  ATOM
نظرات ()
نوشته شده توسط همسفر الهه در تاریخ پنجشنبه 31 تیر 1395

به نام خداوند هستی بخش

       روز دوشنبه95/04/28جلسه سیزدهم از دور نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران 

شعبه شیخ بهایی با نگهبانی همسفر سمیرا، استادی همسفر خاطره و دبیری همسفر مرضیه

با دستور جلسه: وادی یازدهم و تآثیرآن روی من

راس ساعت 16 آغاز به کار نمود.

ما در کنگره یکسری هدفهایی داریم که باید برای خودمان مشخص کنیم برای چه چیزی می خواهیم به این هدفها برسیم؟ باید انگیزه خودمان را برای رسیدن به اهدافمان مشخص کنیم تا انرژی بگیریم هر انسانی چه با تدبیر چه بی تدبیر، چه با عشق چه بی عشق ،چه با عقل چه بی عقل به هر خواسته ای که در درونش دارد باید به خواسته اش قدرت بدهد تا بتواند به پرواز در بیاید و به اقیانوس و دریا برسد...

سخنان استاد:

 استاد سخنان خود را با جمله ای زیبا شروع کردند "چشمه نشانی از مهر دارد و رودخانه نشانی دیگر و پیامی کاملتر از جوشش و خروش آنها " کسی که در کنگره وادیها را پله به پله سپری می کند و وادیها را از قوه به فعل در می آورد در واقع به معاد واقعی می رسد. یعنی درک می کند کجا بوده و به کجا می خواهد برود و هدفش چه چیزی هست؟ وقتی این دو پارامتر برایش مشخص شد می تواند مشخص کند در طول مسیر چه کاری انجام دهد و چه وظایفی دارد. اگر کنگره60 در درمان اعتیاد موفق شده است چون مبدا بیماری را مشخص کرده و به این معجزه دست پیدا کرده که خود راه حل درمان اعتیاد است .البته آگاهی در این مسیر خیلی مهم است که ما مسیرمان را با آگاهی و آموزش سپری کنیم ما قبلاً آگاهی را در سواد و تخصص می دانستیم اما کنگره آگاهی را در خود شناسی مشخص کرد که اگر برای درمان می خواهید آگاهی پیدا کنید اول به خودتان رجوع کنید و پرده های درونی خودتان را کنار بزنید و با خودتان صادق باشید اگر به خود شناسی برسیم می توانیم به درمان برسیم و بعد به خداشناسی برسیم و مراحل بعدی تکامل را سپری کنیم.

وقتی یک همسفر به کنگره می آید باید بداند هدفش از آمدن به کنگره چه چیزی است؟ آیا هدفش برای توجیه مسافرش است که بگوید من ملاکی بودم برای درمان تو، اینجا یک صندلی اشغال می کند وقت خودش را سپری می کند و اگر یک روز هم نیاید اصلاً برایش مهم نیست. ولی همسفری که از همان اول هدفش را می داند و مبدا خودش را مشخص می کند و ارزش جایگاهش را می داند و سعی می کند در رهایی مسافرش از بند اعتیاد و همچنین در رهایی خودش از بند اهریمن قدم بردارد تا به هدفش برسد .همۀ ما همسفرها یکسری ضدارزشهایی داریم که در کنگره اول ضدارزشها را می شناسیم و بعد از شناسایی آن ها را برطرف می کنیم. یک همسفر وقتی به رهایی می رسد تازه تبدیل به یک چشمه جوشان می شود و برای اینکه به دریا برسد باید تبدیل به رودخانه شود به دریا رسیدن زحمت و تلاش می خواهد. هر کس در سفر دوم دست از تلاش و کوشش بردارد و فکر کند که دیگر کارش تمام شده مراحل آموزشی او متوقف می شود و به باتلاق می رسد. مثل رودخانه زاینده رود که به باتلاق گاوخونی می ریزد درسته که به باتلاق رسیده ولی یک پیامدهایی برای خودش دارد. به باتلاق رسیدن آخر کار نیست برای اینکه آموزش و پیامی برای من همسفر دارد که از طبیعت درس بگیرم وقتی در سفر دوم به بن بست رسیدم بتوانم خودم را حرکت بدهم و اگر مشکلی سر راه من قرار گرفت نباید نا امید شوم و به خدا گله و شکایت کنم خداوند تاریکیها و روشناییها ،آرامش و جنگ را مکمل هم قرار داده و به این صورت نیست که من در سفر دوم هیچ مشکلی نداشته باشم اتفاقاً مشکلات در سفر دوم بیشتر است ودر پیام هم می خوانیم که سفر دوم هم سخت و هم سهل است. هرکه بامش بیش ، برفش بیشتر. یعنی هرکس تقاضای آرامش بیشتر دارد باید زحمت بیشتری بکشد و هرکس مشکلاتش بزرگتر و سخت تر می شود یعنی دانایی او بالاتر رفته و خداوند او را لایق دانسته که می تواند مشکلات عمیق و بزرگ را حل کند.

همچنان که رودخانه به قلوه سنگها برخورد می کند و به آرامی و ذره ذره سنگها را می شکافد تا به هدفش برسد وقتی شخصی رها می شود مانند شخصی می ماند که دیپلم گرفته و وقتی تلاش می کند و در امتحان کمک راهنمایی شرکت می کند و کمک راهنما می شود مثل شخصی هست که تازه وارد دانشگاه شده و باید آموزش ببیند درسته که یک کمک راهنما آموزش می دهد ولی چندین برابر آموزش می گیرد تا به مراحل بالاتر و به دریا شدنش بپردازد. ولی نباید در دریا متوقف شود هر دریایی باید به اقیانوس برسد پس یک همسفر برای اینکه به آرامش لازم که کمال جسمی وروحی خود شخص هست برسد باید سعی کند پس از دریا شدن به اقیانوس آرامش برسد. اگر شخصی نتوانست موفق شود نباید ناامید شود و از خداوند و همه طلبکار باشد شاید جایی سهل انگاری کرده و یا حکمتی بوده که خداوند هنوز برایش جای پیشرفت و آموزش را گذاشته است.

ما در کنگره یکسری هدفهایی داریم که باید برای خودمان مشخص کنیم برای چه چیزی می خواهیم به این هدفها برسیم؟ باید انگیزه خودمان را برای رسیدن به اهدافمان مشخص کنیم تا انرژی بگیریم هر انسانی چه با تدبیر چه بی تدبیر ،چه با عشق چه بی عشق، چه با عقل چه بی عقل به هر خواسته ای که در درونش دارد باید به خواسته اش قدرت بدهد تا بتواند به پرواز در بیاید و به اقیانوس و دریا برسد. فرقی نمی کند خواسته ما مثبت باشد یا منفی و این به اختیار ما بستگی دارد که ما می خواهیم انرژی مثبت بگیریم یا انرژی منفی . رودخانه مسیر طولانی را طی می کند تا به دریا و اقیانوس برسد و این یعنی اینکه هر چیزی به صبر نیاز دارد و هر چیزی ذره ذره بوجود می آید هیچ چیز یک دفعه و اتفاقی بوجود نمی آید. تاریکیها هم ذره ذره از دل روشناییها بوجود آمد روزی شیطان و ابلیس از فرمان خداوند سرپیچی کردند و تبدیل به یک نقطه تاریکی شدند یک همسفر هم وقتی وارد کنگره می شود وقتی نافرمانی می کند وسلب آسایش می کند یعنی آن نقطه تاریک را در خودش بوجود می آورد و کم کم این نقطه تاریک زیاد می شود با اینکه به یک مکان آرامش آمده ام تبدیل به یک پدیده تاریکی می شوم. شب را خداوند برای آرامش ما آفرید ولی خیلی گناهان و جنایتها در تاریکی شب اتفاق می افتد پس این نیست که هرکس به کنگره می آید به هدفش می رسد این به خواسته و هدف شخص بستگی دارد باران قطره قطره در زمین جمع می شود تا به یک چشمه جوشان تبدیل شود پس یک همسفر هم نباید توقع داشته باشد که سریع به آرزوهایش برسد.

در کنگره درمان به صورت چند بعدی هست جسم،روان و جهانبینی یعنی جسم ما که درمان می شود یک چشمه است و روان هم یک چشمه و جهانبینی هم یک چشمه است رودی می تواند خیلی قدرت داشته باشد و به دریا برسد که چند تا چشمه باهم یکی شوند و به ما اینقدر قدرت بدهند تا ما را به هدفمان نزدیک کنند پس یک همسفر هر سه بعد را باید در نظر بگیرد.

اگر ما می خواهیم چشمه باشیم باید مشخص کنیم چشمه زلال باشیم یا چشمه خشکیده ویا یک چشمه گندیده باشیم اگر مرداب مثل رود نیست چون مرداب هیچ بخششی از خودش ندارد و آبش را به کسی نمی دهد. پس یک همسفر هم اگر می خواهد مثل مرداب نباشد باید بتواند تبادل انرژی برقرار کند مثل مشارکت کردن .اگر من می خواهم به آرامش برسم و به انرژی مثبت دست پیدا کنم باید انرژیهای درونی خودم را منتقل کنم تا بتوانم انرژی بگیرم هر سفر اولی مثل یک چشمه است و راهنما مثل رودخانه ای است که راه را به ما نشان می دهد .پس قدر رودخانه را بدانیم و قدر جایگاهی که در آن قرار داریم را بدانیم و در حفظ و نگهداری آن تلاش کنیم اگر بعضی از رودخانه ها

میتوانندبه دریا برسند و به اقیانوس ملحق شوند از قدرت رودخانه نیست بلکه از پایداری رودخانه است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 9 مرداد 1395 06:14 ب.ظ
باسلام و خسته نباشید خدمت خانم الهه عزیزم و با تشکر از صحبتهای خیلی خوبه خانم خاطره ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده ایم . ابتدا ،آموزش سپس خدمت درست ،انجام بدهیم.
تا اینکه از این بندهائی که ما را به اسارت خود در آورده اند بتوانیم تک تک آنها را بگسترانیم و به جلو پیش برویم تا جایی که آموزگاری شویم برای افرادی که در بندها اسیر شده اند تا آنها را نجات بدهیم وبرای رهایی آنان تلاش نمائیم.
اما برای رهایی از چنگال اعتیاد به مواد مخدر، که مسافران مان اسیر آن شده اند و برای رهایی از دام هائی که مسافران و همسفران در آن اسیر گشته اند بایستی آموزش کافی در این زمینه ببینیم و سپس صبر را مد نظر داشته باشیم و در برابر سختیها و مشکلات استقامت و پایداری نشان دهیم تا به آن رهایی و آرامش نسبی دست یابیم و به نقطه ای جاری شویم که آغاز نمودیم.


مدیر وبلاگ : همسفر خاطره
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :