بال های پرواز
وب لژیون همسفر خاطره (کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان)
درباره وبلاگ


ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده ایم . ابتدا ،آموزش سپس خدمت درست ،انجام بدهیم.
تا اینکه از این بندهائی که ما را به اسارت خود در آورده اند بتوانیم تک تک آنها را بگسترانیم و به جلو پیش برویم تا جایی که آموزگاری شویم برای افرادی که در بندها اسیر شده اند تا آنها را نجات بدهیم وبرای رهایی آنان تلاش نمائیم.
اما برای رهایی از چنگال اعتیاد به مواد مخدر، که مسافران مان اسیر آن شده اند و برای رهایی از دام هائی که مسافران و همسفران در آن اسیر گشته اند بایستی آموزش کافی در این زمینه ببینیم و سپس صبر را مد نظر داشته باشیم و در برابر سختیها و مشکلات استقامت و پایداری نشان دهیم تا به آن رهایی و آرامش نسبی دست یابیم و به نقطه ای جاری شویم که آغاز نمودیم.

مدیر وبلاگ : همسفر خاطره
پنجشنبه 4 شهریور 1395 :: نویسنده : همسفر الهه

بنام یگانه ایزد هستی

روز دوشنبه مورخ 1/6/95 لژیون بالهای پرواز با تعداد 13 نفر از خانم های همسفر وبه استادی زیبای خانم خاطره پیرامون جهان بینی 1 آغاز بکار نمود.

همسفری پرسیدند چرا در دعای جلسه اذعان میکنند که هر کسی تنها یک دعا داشته باشد؟....

در ابتدا استاد عزیز ابراز خوشحالی نمودند بخاطر بالاتر بودن نمره که توسط لژیون بالهای پرواز کسب گردیدو نمره 20 توسط همسفر الهه مورد تشویق قرار گرفت،سپس فرمودند همه شماها اگر در هر امتحانی حضور پیدا کنید با نمونه سؤالات ونحوه خواندن آشنا میشوید وپله پله پیشرفت چشمگیری پیدا خواهیدنمود.

استاد توصیه کردند ؛سعی کنید توضیحات سی دی ها را درون دفتری مرتب وخوانا یادداشت بنمایید تا هر موقع به لطف خدا اذن رهایی صادر شد آقای مهندس در این دفتر یادگاری بنگارند.

همسفری پرسیدند چرا در دعای جلسه اذعان میکنند که هر کسی تنها یک دعا داشته باشد؟

استاد در پاسخ فرمودند:

میگویند تنها یک دعا تا آموزش بگیریم از بین دعاها ،أهم وفی الأهم بکنیم و خواسته ای که اولویت دارد را بیان کنیم ویاد بگیریم چه چیزی را بیشتر نیازداریم و طبق آموزش هایی که در وادی اول  آموختیم ؛دانسته ها را به فعل تبدیل بکنیم،یعنی تمام افکار پراکنده را در یک نقطه متمرکز کنیم و تمام انرژیمان را در یک نقطه جمع آوری کنیم ودر یک جهت حرکت بدهیم.باعث میشود یک فکر را سمبل وهدف قرار دهیم تمام انرژی ما بر یک تفکر متمرکز میشود وزودتر به این هدف برسیم وسراغ اولویت بعدی برویم.

خانم هاگفتند واقعا جالبه که دعاهای امروز ما با اوایلی که بکنگره آمدیم خیلی متفاوت شده است.

استاد ادامه دادند ؛همه جانبه وکامل دعا کنید و اگر خالصانه و با ایمان کامل دعا کنید مطمئن باشید که حتما به اجابت میرسد.

همسفری گفتند مگر خدا نمیداند واز درون ما آگاه نیست پس چرا دعا بکنیم؟

بله خدا میداند ولیکن طبق گفته ائمه اطهار خداوند خیلی دوست دارد بنده هایش صدایش بزنند وخیلی دست نیاز سویش دراز بکنند.

پس باید ما تلاش کنیم ومثل صدقه که هر چه پول زیادتر وتمیزتری را صدقه بدهیم به همان نسبت برکتش به زندگیمان باز میگردد.

همه به کنگره می آییم ولی همه به رهایی نمیرسند و به فعالیت هر کسی بر میگردد .

همسفر دیگری پرسیدند روز های جمعه خیلی خودم دوست دارم پارک بروم ولی مسافرم نمی آید میشود خودم تنها بروم؟

استاد فرمودند نه درست نیست تنها بروید واولویت با مسافرهایمان است واین هم بارآموزشی دارد ولی خواسته رفتن به پارک را قوی نگه دارید و دلسرد نشوید در ابتدا اگر ساعت 11 هم بیدار شدید بروید و کنگره تنها جایی است که قضاوتی نمیکنند.

همه شما خیلی عوض شده اید و چهره هایتان گویای درون شما است و حال و روز امروزتان را در برگه ای یادداشت کنید وشش ماه بعد نگاه کنیدمتوجه میشوید که چقدر آرامش گرفتید ما نباید در گذشته برویم و غصه بخوریم بلکه حالا که آموزش میبینید و فرق نگاه پیدا کردید نباید به دید بدبختی به مشکلات بنگرید و در حد محک زدن و آموزش نگاه کنید نه دچار منیت بشوید فقط برای اینکه اعتماد بنفس پیدا بکنید فکر نکنید حتما باید مسافر رها شود تا به آرامش برسید بعضی همسفرها چند سالی می آیند ومسافر هایشان هنوز رها نشدند ولی خیلی خوب پیشرفت کردند و بقول جناب مهندس باید اذن رهایی هر کسی برسد.

اگر من اصلاح بشوم ونگاهم به اطرافیانم تغییر بکند ؛شرایط هم تغییر میکند وخواسته ها بطرف خواسته های معقول و ارزشی جهت پیدا میکند وبه حقیقت هم میپیوندند واگر در کنار مسافر بودن خواسته معقولی باشد خواهید رسید وگرنه جهت شما تغییر میکندو با بوجود آمدن حس های خوب دیگر از هوای سرد و هوای گرم ،اتوبوس وکلا همه چیز لذت میبریم وهمه آموزش است و نقطه تحمل را بالا میبرد.

استاد سی دی راز را توصیه کردند .

همسفر دیگر پرسیدند در گذشته که زندگی آشفته ای داشتم وقتی از مسافر و اطرافیان آزرده میشدم نفرین میکردم و حالا با آموزش های کنگره متوجه اشتباهم شدم چکار کنم که گرفتار نفرین های خود نشوم؟

فرمودند درست است که اون موقع کردار وگفتار ما بر اثر جهالت بوده است ولی در اینجا آموزش میبینم ونقطه تحمل را بالا میبرم که بتوانیم درست در مقابل عکس العمل کارهای خود عمل بکنیم و در وادی هشت از جبران خسارت سخن گفته است و فقط مختص مسافر نیست وی که بیمار بوده است ،مطمئنا همسفران بیشتر نیاز دارند تا جبران خسارت را فرا بگیرند بعنوان مثال مسافر را مورد نفرین؛ بدین مضمون :«که خدا مرگ تو را زودتر برساند»قرار میدادید الان برای جبران طول عمر باعزت برایش آرزو کنید.

همسفری گفتند در شرکت ما 9نفر خانم ها را اخراج کردند ولی من خیلی منطقی برخورد میکردم وبرایشان جایی بهتر آرزو میکردم ولی دیگران خیلی برای آنها ناراحت بودند و زیاد دلسوزی میکردند چرا من نامهربان شدم؟

استاد در پاسخ فرمودند کسانی احساس پشیمانی ودلسوزی زیاد دارند که در اخراج آنها نقشی داشتند و به اصطلاح یه موقع هایی زیرآب آنها را زده باشند وشما عاقلانه ومنطقی برخورد کردید اگر همکار شما اخراج شده باشد بخصوص اگر مسئولیت زندگی بعهده آنان باشد آدم کمی ناراحت میشود ولی کاری از دستش بر نمی آید وفقط برایشان باید دعا بکند.

درمورد وقتی که انسان کسی را از دست بدهد اگر کسی داد وفقان سر میدهد و خودرا شکنجه میدهد وبیشتر گریه میکند فکر نکنید محبتش به شخص مرحوم بیشتر است بلکه او روابط نادرست که با او داشته است را به یاد می آوردوبیشتر از خودش ناراحت میشودو یه جاهایی از اشتباهات خودمان دلگیر میشویم وگرنه اگر با اون شخص رابطه خوبی داشتیم ودرست حق خود را ادا کنیم این رفتار را انجام نمیدهیم وعاقلانه دعاهای خوب میکنیم و یادمیگیریم گریه وشکنجه دادن فقط او را بیشتر ناراحت میکندو ما از خشم ونفرت بخودمان است که ناراحت میشویم وقتی یه روزهایی  را که در حق اورفتار ناپسند ی انجام دادیم رابه یاد می آوریم بیشتر گریه وزاری میکنیم ؛پس شما نامهربان نشدید فقط رابطه  نا درستی   وسهمی در اخراجشان نداشتید وعاقلانه طلب خیر برایشان کردید.

واما جهان بینی 1:

استاد بعداز کنفرانس همسفران گزیده ای از جهان بینی را بشرح زیر توضیح دادند:

در مدل قلعه عقل متوجه شدیم که جایگاه عقل در مغز نیست ومغز جزء صور آشکار است ومثل اپراتوراطلاعات را ردوبدل میکند وبه جایگاهای مختلف بدن میرساند تا بدن کارش را انجام بدهد.عقل جزء صور پنهان است ونمیدانیم از چه جنسی هست وعقل  ؛تفکر آدم را شامل میشود مثلا میگویند تفکرات فلان آدم بزرگ ولی نمیگویند از مغز فلان آدم بزرگ پس جایگاه عقل در مغز نیست ومغز با متوفی شدن از بین میرود ولی عقل باقی خواهدماند.ممکن است حتی جایگاه عقل در تمام قسمت های بدن باشد.

عقل حکم قاضی را برای بدن دارد وحکم اجرایی میدهد همانطوریکه هویت هر شهری با ساکنین آن مشخص میشود هویت نفس هم با خواسته هایش مشخص میشود.عقل ما نگهبانانی ازجنس دانایی وآموزش داردوهر چه ما داناتر وعاقل تر باشیم خواسته های معقول تری به عقل ارائه میدهیم،اگر نادان تر باشیم 20 تا خواسته ارائه میدهیم وچون خواسته ها زیاد است ممکن است عقل خطا بکند وخواسته های نامعقول را هم حکم اجرا بدهد ولیکن وقتی دانایی بالا برود نگهبانان قلعه خواسته ها را غربال میکنند و7 تا خواسته ارائه میدهند در اینصورت عقل کار کمتری داردوحکم درست تری صادر میکنددقیقا مانند کاری که آقای مهندس انجام میدهند ،خود ایشان که فرصت ندارند به تمامی شعب بروند وبه فعالیتشان رسیدگی کنند برای همین مرزبان ها ایجنت واسیسنت ها را انتخاب کردند تا بعنوان نماینده ایشان به شعب رسیدگی بکنند وگزارش هایی به خدمت جنابعالی برسانند تا ایشان متناسب با هر شرایط وموقعیت قانون و تصمیمی اتخاذ کنند حالا فکر کنید باید هر نفری خدمت ایشان میرفت وصحبت میکرد مسلما اطلاعات ناقصی در دست داشت وجناب مهندس هم متناسب با اون اطلاعات تصمیمات درستی اتخاذ نمیکردندو هر چه مرزبان ها وایجنت واسیسنت ها داناتر باشند حکم وقانونی که برای کنگره وضع میکنند  عاقلانه تر وقابل اجرا میباشد من باید ببینم در چه زمینه ای آگاهی کسب بکنم تا صحیح تر رفتار کنم مثلا اگر به کلاس خیاطی ویا بدنسازی و... بروم کافی است ،مسلما در همان زمینه دانا میشوم ودر امور دیگر رشدی ندارم .

آموزشی که به عقل ما مدد میرساند «جهان بینی ودانایی من به هستی » میباشد هر میزان که دانایی خود را در این زمینه بالا ببریم به عقل کمک میکند و زندگی توأم با آرامشی بهمراه می آورد.

وقتی دانایی و برداشت  من به اطراف منفی باشد تمام اطرافیانم را یک سری آدم های دروغگو .دزد .خیانتکار...میبینم وعقل حکم میدهد که جایگاه تو اینجا نیست واین برداشت من است وچون دانایی من کم است شروع به قضاوت میکنم.

وقتی دید وبرداشت من به اطرافیان مثبت باشد واقعیت را میبینم  اطلاعاتی که به عقل میدهیم عاقلانه تر در نتیجه عقل حکم بهتر وصحیح تری صادر میکند.

میزان عقل به اندازه مغز هیچ ارتباطی ندارد ممکن است کسی مغز فندقی باشد چه بسا عاقل تر باشد.

کسی که موفقتر است حس های مثبت تری دارد .تمام زندگی ما مربوط به حس های ما است.

وقتی میگویم حس مثبت منظورم این نیست که به ضد ارزش ها حس مثبت داشته باشید نه هرگز.در هستی خوبی وبدی امیخته است  در ضمن اینکه بدی وجود دارد ولی من بعد خوبی ها را ببینم و آموزش ببینم که میزان حس مثبت من بیشتر بشود واجازه ورود به حس های منفی که من را سمت مثلث جهالت میبرد ،را نمیدهم.حس های خوب مرا فعال وشاداب نگه میدارد.

ودر آخر باید بگویم :نگهبان قلعه باید دارای قدرت ویژه ای  باشد که همان قدرت تشخیص ماهییت هر خواسته ای است ؛هر چه سطح دانایی ما بالا باشد بهتر تشخیص میدهیم که خواسته خوب وبد است و در این مرحله وارد نفس لوامه میشویم و اینقدر دانایی ما بالا میرود که حتی خواسته نامعقول در لباس زیبا راهم تشخیص میدهیم.

استاد با متمرکز کردن فکر همسفران بر روی تفکر زیردعای بدین مضمون انجام دادند:

انشاءالله اگر در این کنگره ومکان مقدس وامن قرار گرفتیم به این توانایی برسیم تا دل هایمان را یک دل وحس هایمان را هم ،یک حس و واقعا اینقدر خالص شویم که مشکلات بقیه را مشکل خود بدانیم. آمین

از همه خداحافظی کردند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 شهریور 1395 02:37 ق.ظ
خداقوت و خسته نباشید خدمت خانم الهه عزیزم بخاطر این همه زحمت که در وبلاگ لژیون میکشند انشالله هرچه زودتر به نتیجه خدمت در کنگره برسند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :